عسل نفس منو باباییعسل نفس منو بابایی، تا این لحظه: 12 سال و 10 ماه و 16 روز سن داره

ثمره زندگیمون عسلی

بدون عنوان

عکس سونو   سلام کوچلوی مامان،قربونت بشم که دیگه داری بزرگ میشی، دیگه دارم کم کم حرکت هاتو حس میکنم عزیزدلم اومدم تاعکس کوچلوتو بزارتاوقتی بزرگ شدی ببینی چقدرکوچلوبودی ...
17 تير 1392

بدون عنوان

دومین سونو   سلام گل قشنگ مامان   فقط خدامیدونه که منو بابائی چقدردوستت دارم دخترگلم رفتم سونو دکترگفت یک دخمل خشمل هستی ازخوشحالی اونقدرگریه کردم که نگو جیگرمن     ازخدای مهربون فقط سلامتی تورامی خواهیم منوبابائی دخمل نازنینم ...
17 تير 1392

بدون عنوان

اولین سونو   سلام قندعسل مامان وبابا عزیزم اومدم بهت بگم به سلامتی رفتم سونوصدای قلبتوشنیدم وای چقدرورجه وورجه میکردی یک جانمی ایستادی صدای قلب کوچیکتوبشنوم دکتربلاخره موفق شد یک جانگه ات دارد صدای قلبتوبشنوم فدات شم عزیزم ؛
4 تير 1392

بدون عنوان

سلام به قندعسل مامانوبابا   عزیزم امروزاومدم بهت بگم یک یک ماه وتمام کردم رفتم تو ٢ماهگی, عسل مامان لحظه شماری میکنم که صدای قلب کوچلوتوبشنوم انشالله بعد٢٥روزمیرم صدای قلب کوچلوتوبشنوم فدات شم برای لحظه شماری میکنیم ثمره زندگی ما بوس بوس عزیزم
14 ارديبهشت 1392

بدون عنوان

بهترین میوه زندگی       باسلام به کوچلوی مامان وبابا عزیزم امشب اومدم بهت بگم خدای مهربان تورابه ماهدیه دادوتوهم اون بال های قشنگتوگذاشتی زمینی باپااومدی به دل مامانی خدایا هزارمرتبه شکرت جیگرمامان مادیگه الان لحظه شماری میکنیم که بیای بیرون فدات بشم دوستت دارم به قدریک دنیا امروز اولین روزی بودکه فهمیدیم وجودنازنینت توزندگی منوبابایی هست ...
9 ارديبهشت 1392

بدون عنوان

               لحضه شماری باسلام به عسلی گلم مامانی امشب اومدم بگم که ٢٤پری مامانی هست عزیزم لحضه شماری میکنم که موقع پری بشه نیاداون وقت میرم بی بی چک بزارم ببینم دوتاخط افتادوای چی میشه بزرگترین آرزوی مامانی برآورده میشه یعنی میشه این دفعه دلمونشگنی بچسبی به دل مامانی, اخه اگرنیای دیگه بایدای وی اف کنم خواهش میکنم بیانزارکاربه اونجاهابکشه, میدونی بااومدن توخونمون سرسبزترمیشه ...
16 دی 1391